قلب من
خدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من
با عشق می توان کفش های سفر به پا کرد و کوچه های جنگل را،با کوله بار خیس خاطرات همراه با فریاد های شیشه ای،بر بال ترانه نقره ای از دیوار تردید با دلی پر از امید گذر کرد و لب سرخ خاطره را بوسید و به صداقت لحظه وصال پیوست بازم مثل همیشه با سلام به تمام دوستان خوبم شروع می کنم.امیدوارم که همتون حسابی سر حال باشین مثل من.الان تقریبا یه دو ماهی هست که آپ نکردم.حتما می گین که از بس تنبلم یا از وب نویسی خسته شدم،نه اشتباه نکنین.من این ترم حسابی تو دردسر افتادم،درسا سنگین شده و تمام طول هفته هم که باید برم سر کلاس،پس می بینین که حسابی سرم شلوغه.خوب سخنرانی بسته.بچه ها جاتون خالی،می دونین چرا؟چون هنوز ترم تازه شروع شده بود که من و دو تا از دوستام یه طرح مسافرت ریختیم(البته همه تو تابستون میرن مسافرت ولی ما...)خلاصه جاتون خالی آخرای مهر مسافرت ما شروع شد.اولین مقصد جمکران بود،که واقعا حال خاصی داشت اونجا همه رو دعا کردم.بعد رفتیم حرم حضرت معصومه.شب رو قم موندیم تا فردا بعد از ظهرش.اگه گفتین مقصد بعدی کجا بود؟مقصد بعدی اصفهان بود.شب رسیدیم اونجا،توی کل مسافرتم اصفهان خیلی بهم حال داد،(البته اصفهانیا به دل نگیرن ها)جاتون خالی یه دو روزم اونجا بودیم،ولی الحق که شهر زیبا و دوست داشتنی ای هستش و هم اینکه خیلی تمیزه.مقصد بعدی ما قرار بود شیراز باشه ولی متأسفانه مشکلی پیش اود که نشد بریم،ولی دفه بعد حتما میریم.خب پس مجبور شدیم بریم سمت تهران،اونجا زیاد نموندیم و بلفاصله راه افتادیم به سمت شمال.اول رفتیم بابل بعد بابلسر،جاتون خالی کنار دریا بعد رفتیم بهشهر جنگل و آبشارهای سنگ نو،بعد رفتیم آزاد شهر جنگل و آبشار های خان ببین.و در آخر هم بعد ۷ روز برگشتیم خونه.این خلاصه ای بود از سفر من.ببخشید که خیلی حرف زدم. دوستانی که یه خرده من دیر بهشون سر می زنم واقعا ببخشن.ممکن هست که دیر بیام ولی میام.البته بعضی ها رو هم که میرم نظر نمیشه بزارم و باز نمیشه.برای همتون آرزوی موفقیت و شادی همراه به عشق رو دارم. راستی من الان خستم اگه نتونستم همین حالا بیام خبرتون کنم ناراحت نشین.بعدا میام. (یا علی)






